noun (اسم)common
اسم — دخالت بیش از حد
دخالت بیش از حدمداخلهگر بودن
ویژگی اصرار مزاحم و بیش از حد برای ارائه کمک یا نصیحت ناخواسته.
The trait of being annoyingly eager to offer unwanted help or advice.
«مداخلهگری او همه را در اداره ناراحت کرد.»
“His officiousness annoyed everyone in the office.”
«او به خاطر مداخلهگری در جلسات شناخته میشد.»
“She was known for her officiousness in meetings.”