old age

/oʊld eɪdʒ/
oldhaving lived for a long timeagethe length of time a person or thing has existed
noun (اسم)common

اسم — سن پیری

سن پیریکهنسالی

دورانی از زندگی که فرد سالخورده است.

The period in life when a person is elderly.

«او با وجود سن پیری سالم است.»

She is healthy despite her old age.

«بسیاری از مردم از کهنسالی می‌ترسند.»

Many people fear old age.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000