on notice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on no·tice/ɑn ˈnoʊtɪs/
1phrase (عبارت)formal

عبارت — اخطار گرفته

اخطار گرفتهدر معرض هشدار رسمی

به‌طور رسمی هشدار گرفته که ممکن است مشکل یا پیامدی در پی داشته باشد.

Formally warned that a problem or consequence may follow.

«کارمند پس از تأخیرهای تکراری اخطار رسمی گرفته است.»

The employee is on notice after repeated lateness.

«به شرکت رسماً هشدار داده شد.»

The company was put on notice.

2phrase (عبارت)formal

عبارت — هوشیار

هوشیارآگاه و آماده

از چیزی آگاه و متوجه اهمیت یا خطر احتمالی آن بودن.

Aware of something and expected to take it seriously.

«مردم از خطرها آگاه شده‌اند.»

The public is on notice about the risks.

«مقام‌ها حالا باید هوشیار باشند.»

Officials are now on notice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000