on the front foot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə frʌnt fʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پیش‌دستانه عمل کردن

پیش‌دستانه عمل کردنتهاجمی و فعال بودن

به‌جای واکنش منفعلانه، پیش‌دستانه و قاطع عمل کردن.

acting proactively and assertively rather than reacting to events

«تیم از ابتدا فعال و تهاجمی بازی کرد.»

The team started on the front foot.

«باید در مذاکره پیش‌دستانه عمل کنیم.»

We need to be on the front foot in negotiations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000