on top

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn tɑp/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در صدر

در صدرمسلط

در جایگاه برتر یا مسلط بر یک موقعیت بودن.

In the highest position or in control of a situation.

«تیم ما در صدر تمام کرد.»

Our team finished on top.

«او دوست دارد در کار دست بالا را داشته باشد.»

She likes to stay on top at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000