در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظاهر شدن یا قرار گرفتن بر روی صفحه تلویزیون، کامپیوتر یا سینما.
Appearing or situated on a television, computer, or cinema screen.
«زیرنویسها به صورت خودکار روی صفحه ظاهر شدند.»
“The subtitles appeared onscreen automatically.”
«او برای اولین بار خودش را در تصویر دید.»
“He saw himself onscreen for the first time.”
عمومی. به نمایش بصری چیزی اشاره دارد. وقتی محتوا قابل مشاهده است، قابل تعویض است. 'Onscreen' به طور خاص به صفحه دیجیتال یا سینما اشاره دارد.
General. Implies showing something visually. Interchangeable when referring to content being visible. 'Onscreen' specifically means on a digital or cinematic screen.
حاضر یا به تصویر کشیده شده بر روی صفحه نمایش.
Present or depicted on a screen.
«شخصیتهای روی صفحه بسیار واقعی به نظر میرسیدند.»
“The onscreen characters felt very real.”
«آنها درباره شیمی بین بازیگران روی صفحه صحبت کردند.»
“They discussed the onscreen chemistry between the actors.”
عمومی. به هر چیزی که دیده میشود اشاره دارد. تا حدی قابل تعویض است وقتی به آنچه در صفحه دیده میشود اشاره دارد، اما 'onscreen' در مورد رسانه خاصتر است.
General. Refers to anything seen. Partially interchangeable when referring to what is seen on a screen, but 'onscreen' is more specific about the medium.