در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قطعه کوچک یا تکهای از غذا که پس از خوردن باقی میماند.
A small scrap or piece of food left after a meal.
«سگ با اشتیاق تکههای باقیمانده روی بشقاب را خورد.»
“The dog eagerly ate the orts left on the plate.”
«او تکههای باقیمانده را برای تغذیه پرندگان ذخیره کرد.»
“She saved the orts to feed the birds.”