outfox

out·fox/ˌaʊtˈfɒks/
out-beyond, surpassfoxa clever wild animal
verb (فعل)commonpast (گذشته): outfoxedpast participle (مفعولی): outfoxed-ing (حال): outfoxing3rd (سوم): outfoxes

فعل — زیرک‌تر بودن

زیرک‌تر بودنباهوش‌تر بودن

باهوش‌تر یا زیرک‌تر بودن و شکست دادن کسی.

To outsmart or defeat someone by being more clever or cunning.

«او با طرح زیرکانه رقیبان را شکست داد.»

She outfoxed the competition with a smart plan.

«او همیشه موفق می‌شود حریفانش را زیرکانه شکست دهد.»

He always manages to outfox his opponents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outwitفریب دادن، زیرک‌تر بودن

متداول. به معنی باهوشانه شکست دادن یا فریب دادن است.

Common. Means to cleverly defeat or trick someone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000