outward

out·ward/ˈaʊtwərd/
out-away fromwarddirection
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more outwardsuperlative (عالی): most outward

صفت — بیرونی

بیرونیخارجی

به سمت بیرون یا دور از مرکز، خارجی.

Directed away from the center or inside; external.

«ظاهر بیرونی می‌تواند فریبنده باشد.»

The outward appearance can be deceiving.

«آن‌ها مسیر خارجی به سمت جزیره را طی کردند.»

They set an outward course to the island.

تفاوت با واژه‌های مشابه
externalخارجی

متداول. به بخش بیرونی مرتبط است و در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Having to do with the outside part, interchangeable in many contexts.

متضادها
2adverb (قید)formal

قید — به سمت بیرون

به سمت بیرونخارج

حرکت به سمت بیرون یا دور از داخل.

Moving away from the center or inside; toward the outside.

«او از میان جمعیت به سمت بیرون حرکت کرد.»

He moved outward from the crowd.

«کشتی به سمت دریا به جلو حرکت کرد.»

The ship sailed outward into the sea.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000