overcrowding

over·crowd·ing/ˌoʊvərˈkraʊdɪŋ/
over-excessivecrowda large number of people gathered-ingpresent participle/gerund
noun (اسم)common

اسم — شلوغی زیاد

شلوغی زیادانبوهی بیش از حد

وضعیتی که تعداد افراد در یک مکان بیش از حد است

the condition of having too many people in one place

«شلوغی زیاد در شهرها مشکلات زیادی ایجاد می‌کند.»

Overcrowding in cities causes many problems.

«استادیوم در طول رویداد دچار تراکم بیش از حد شد.»

The stadium suffered from overcrowding during the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
congestionتراکم

رایج. فشار زیاد افراد یا اشیا را توصیف می‌کند، در بسیاری از زمینه‌ها مترادف است.

Common. Describes high density of people or things, synonymous in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000