در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(در مورد تخممرغ نیمرو) از هر دو طرف کمی پخته شده به طوری که زرده آن هنوز شل و روان باشد.
(Of a fried egg) cooked briefly on both sides so that the yolk remains runny.
«من تخممرغ نیمرو عسلی را با نان تست دوست دارم.»
“I like my eggs overeasy with toast.”
«میتوانم دو تخممرغ نیمرو عسلی داشته باشم، لطفاً؟»
“Can I get two eggs overeasy, please?”
به شیوه تخممرغ نیمرو عسلی (که زردهاش شل است).
In the style of an overeasy fried egg.
«تخممرغها را عسلی بپزید.»
“Cook the eggs overeasy.”
«او هر صبح تخممرغ صبحانهاش را عسلی سفارش میدهد.»
“She orders her breakfast eggs overeasy every morning.”