فعل — بیش از حد تلاش کردن
بیش از حد به خود فشار آوردن؛ بیش از حد تلاش یا فشار به فعالیتی وارد کردن، که اغلب منجر به خستگی یا آسیب میشود.
To exert oneself too much; to put too much strain or effort into an activity, often leading to fatigue or injury.
«مراقب باش در طول ماراتن به خودت زیاد فشار نیاوری.»
“Be careful not to overexert yourself during the marathon.”
«او با حمل جعبههای سنگین به خود فشار زیادی آورد.»
“She overexerted herself carrying the heavy boxes.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک اصطلاح کلی برای انجام کاری به حد افراط. میتواند با 'overexert' قابل تعویض باشد وقتی به تلاش فیزیکی یا ذهنی اشاره دارد، اما 'overdo' گستردهتر است و به هر چیزی که بیش از حد انجام شود اطلاق میشود. مثال: 'در تمرین خود زیادهروی نکن' یا 'در باشگاه به خود فشار زیادی نیاور'.
Common. A general term for doing something to an excessive degree. It can be used interchangeably with 'overexert' when referring to physical or mental effort, but 'overdo' is broader and applies to anything done excessively. Example: 'Don't overdo your workout' or 'Don't overexert yourself at the gym'.
رایج. آسیب رساندن به عضله یا سایر قسمتهای بدن با کشش یا استفاده بیش از حد. در حالی که 'overexert' عملی را توصیف میکند که باعث فشار میشود، 'strain' هم به عمل و هم به آسیب ناشی از آن اشاره دارد. مثال: 'او کمرش را با بلند کردن وزنه فشار داد' یا 'او به خود فشار زیادی آورد و کمرش را فشار داد'.
Common. To injure a muscle or other body part by overstretching or overusing it. While 'overexert' describes the action that causes strain, 'strain' refers to both the action and the resulting injury. Example: 'He strained his back lifting weights' or 'He overexerted himself and strained his back'.