overfish

o·ver·fish/ˌoʊvərˈfɪʃ/
over-excessivefishto catch fish
verb (فعل)commonpast (گذشته): overfishedpast participle (مفعولی): overfished-ing (حال): overfishing3rd (سوم): overfishes

فعل — صید بیش از حد

صید بیش از حداستخراج بیش از حد ماهی

صید بیش از حد ماهی از یک منبع آبی که باعث کاهش جمعیت ماهی می‌شود.

To catch too many fish from a body of water, leading to depletion of fish populations.

«دریاچه بیش از حد صید شده و ماهی‌ها اکنون کمیاب هستند.»

The lake has been overfished and fish are now scarce.

«تلاش‌ها برای جلوگیری از صید بیش از حد ادامه دارد.»

Efforts to prevent overfishing are ongoing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000