overreacting

o·ver·re·act·ing/ˌoʊvərriˈæktɪŋ/
over-excessivereactto respond-ingpresent participle/gerund
verb (فعل)commonpast (گذشته): overreactedpast participle (مفعولی): overreacted-ing (حال): overreacting3rd (سوم): overreacts

فعل — بیش از حد واکنش نشان دادن

بیش از حد واکنش نشان دادنواکنش افراطی

شکل فعل استمراری overreact، به معنای واکنش بیش از حد احساسی نسبت به یک موضوع.

Present participle of 'overreact', meaning to respond more emotionally than necessary.

«او به یک مشکل کوچک بیش از حد واکنش نشان می‌دهد.»

She is overreacting to a small problem.

«بیش از حد واکنش نشان نده؛ مسئله مهمی نیست.»

Don't overreact; it's not a big deal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exaggerateغلو کردن

غیررسمی. به معنی بزرگ‌نمایی واکنش است، مشابه overreact ولی گسترده‌تر.

Informal. Means to overstate a reaction, similar to overreacting but broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000