oversleep

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

over·sleep/ˌoʊ.vɚˈsliːp/
over-excessivesleepto rest with the eyes closed
verb (فعل)commonpast (گذشته): oversleptpast participle (مفعولی): overslept-ing (حال): oversleeping3rd (سوم): oversleeps

فعل — خواب ماندن

خواب ماندنبیش از حد خوابیدن

بیش از مدت یا زمان معمول خوابیدن، معمولاً باعث از دست دادن وقت یا اتفاق مهمی شدن.

To sleep longer than intended or past the usual time, often missing something important.

«خواب ماندم و اتوبوس را از دست دادم.»

I overslept and missed the bus.

«او همیشه آخر هفته‌ها خواب می‌ماند.»

She always oversleeps on weekends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000