overstaff

o·ver·staff/ˌoʊvərˈstæf/
over-too much / excessivelystaffemployees / personnel
verb (فعل)commonpast (گذشته): overstaffedpast participle (مفعولی): overstaffed-ing (حال): overstaffing3rd (سوم): overstaffs

فعل — بیش از حد کارمند داشتن

بیش از حد کارمند داشتنزیاد بودن کارکنانفزونی کارکنان

بیش از حد لازم برای یک شغل یا سازمان کارمند استخدام کردن، که منجر به ناکارآمدی یا هزینه‌های غیرضروری می‌شود.

To employ too many people for a particular job or organization, leading to inefficiency or unnecessary costs.

«شرکت تصمیم به کاهش نیرو گرفت زیرا بیش از حد کارمند داشتند.»

The company decided to downsize because they were overstaffed.

«بسیاری از ادارات دولتی متهم به داشتن بیش از حد کارمند هستند.»

Many government departments are accused of being overstaffed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overmanبیش از حد نیروی انسانی داشتن

رسمی/منسوخ. معنای مشابهی دارد و اغلب در بافت کارخانه‌ها یا واحدهای عملیاتی به کار می‌رود. 'Overman' به معنای تعداد زیاد افراد برای انجام یک کار است، در حالی که 'overstaff' گسترده‌تر است و به کل سازمان اشاره دارد. 'The factory was overmanned' درست است، اما 'The office was overstaffed' رایج‌تر است.

Formal/dated. Similar in meaning, often used in contexts of factories or operational units. 'Overman' implies an excess of individuals doing a task, while 'overstaff' is broader, referring to the organization as a whole. 'The factory was overmanned' works, but 'The office was overstaffed' is more common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000