overtime

o·ver·time/ˈoʊvərˌtaɪm/
1noun (اسم)common

اسم — اضافه‌کاری

اضافه‌کاریساعات اضافه

ساعات اضافه کاری فراتر از زمان عادی، معمولاً با حقوق اضافی.

Extra working hours beyond one's regular schedule, usually paid additionally.

«او هر جمعه اضافه‌کاری می‌کند.»

He works overtime every Friday.

«حقوق اضافه‌کاری از حقوق عادی بیشتر است.»

Overtime pay is higher than regular pay.

2adverb (قید)common

قید — در وقت اضافه

در وقت اضافهبعد از زمان معمول

فراتر از زمان یا دوره برنامه‌ریزی شده، خصوصاً در ورزش یا کار.

Beyond the regular time or scheduled period, especially in sports or work.

«بازی به وقت اضافه کشیده شد.»

The game continued into overtime.

«او دیر ماند و اضافه‌کاری کرد.»

She stayed late and worked overtime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000