owes

/oʊz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): owedpast participle (مفعولی): owed-ing (حال): owing3rd (سوم): owes

فعل — مدیون بودن

مدیون بودنبدهکار بودن

متعهد بودن به پرداخت یا دادن چیزی به کسی.

To have an obligation to pay or give something to someone.

«او پنج دلار به او بدهکار است.»

She owes him five dollars.

«او مدیون راهنمای خود است.»

He owes a debt of gratitude to his mentor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000