فعل — دردناک است
شکل حال استمراری فعل 'pain': ایجاد رنج یا ناراحتی جسمی برای کسی یا بخشی از بدن.
Present participle of 'pain': causing physical suffering or discomfort to someone or a part of the body.
«زانویش تمام هفته او را آزار میداده است.»
“His knee has been paining him all week.”
«فکر رفتن او را عمیقاً آزار میداد.»
“The thought of leaving was paining her deeply.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب درد مبهم و مداوم را توصیف میکند، کمتر شدید از آنچه 'paining' ممکن است دلالت کند. 'عضلاتم بعد از تمرین درد میکنند.'
Common. Often describes a dull, persistent pain, less severe than 'paining' might imply. 'My muscles are aching after the workout.'
بسیار رایج. اصطلاح کلی برای تجربه درد، میتواند هم فیزیکی و هم احساسی باشد. 'پایم درد میکند.'
Very common. General term for experiencing pain, can be both physical and emotional. 'My leg is hurting.'
صفت — رنجآور
ایجاد پریشانی عاطفی یا روانی؛ دردسرساز.
Causing emotional or mental distress; troublesome.
«این یک تصمیم رنجآور برای خانواده بود.»
“It was a paining decision for the family.”
«فکر غیبت او هنوز قلبش را آزار میداد.»
“The thought of his absence was still paining to her heart.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. بر ناراحتی ذهنی یا عاطفی ایجاد شده تمرکز دارد. 'خبر بسیار ناراحتکننده بود.'
Common. Focuses on the mental or emotional discomfort caused. 'The news was very distressing.'