parabolically

pa·ro·ba·lic·al·ly/ˌpær.əˈbɒl.ɪ.kəl.i/
adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): parabolicposition (جایگاه): end

قید — به‌صورت سهمی وار

به‌صورت سهمی واربطور سهمی

به روشی که مربوط به یا به شکل منحنی سهمی است.

In a manner relating to or shaped like a parabola.

«آب به صورت سهمی از فواره بیرون می‌پاشید.»

The water sprayed parabolically from the fountain.

«موشک مسیر منحنی سهمی شکل را دنبال کرد.»

The rocket followed a parabolically curved path.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000