paragon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

par·a·gon/ˈpær.ə.ɡən/
para-beside, beyondgonangle, corner (from Greek gonia)
noun (اسم)formalplural (جمع): paragons

اسم — نمونه عالی

نمونه عالیالگوسرمشق

فرد یا چیزی که نمونه کاملاً بارز و کامل یک ویژگی خاص است.

A person or thing regarded as a perfect example of a particular quality.

«او نمونه بارز فضیلت و مهربانی است.»

She is a paragon of virtue and kindness.

«این ساختمان نمونه‌ای کامل از معماری مدرن است.»

This building is a paragon of modern architecture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
modelالگو

روزمره. وقتی منظور نمونه کامل رفتار یا کیفیت باشد معمولاً جایگزین است، مثلاً «یک شهروند الگو».

Common. Usually interchangeable when referring to a perfect example in behavior or quality — e.g., 'a model citizen.'

exemplarنمونه

رسمی. بیشتر در متون آکادمیک یا ادبی برای تأکید بر چیزی که باید تقلید شود به کار می‌رود؛ در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. More academic or literary, used to emphasize something worth imitating; less common in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000