parasail

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

para·sail/ˈpærəseɪl/
para-alongside, protectivesailfabric that catches wind
verb (فعل)commonpast (گذشته): parasailedpast participle (مفعولی): parasailed-ing (حال): parasailing3rd (سوم): parasails

فعل — پاراسلینگ کردن

پاراسلینگ کردنپرواز با چتر

سر خوردن در هوا در حالی که به چتر نجات وصل بوده و با قایق کشیده می‌شود.

To glide through the air while suspended from a parachute and pulled by a boat.

«آن‌ها روی اقیانوس آبی شفاف پاراسلینگ کردند.»

“They parasailed over the clear blue ocean.”

«پاراسلینگ نیاز به تجهیزات ایمنی و آموزش دارد.»

“Parasailing requires safety equipment and training.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
parasailing— پاراسلینگ

شکل اسمی فعالیت؛ parasail فعل آن است.

Noun form of the activity; parasail is the verb form in this sense.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000