در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در گذشته تقسیم یا بستهبندی شده برای ارسال یا تقسیم.
Divided into parts or packaged for sending or distribution (past tense).
«او هدایا را قبل از ارسال به دقت بستهبندی کرد.»
“She parcelled the gifts carefully before mailing.”
«زمین بین وارثان تقسیم شد.»
“The land was parcelled among the heirs.”
رایج. وقتی درباره کالاهای آماده شده برای ارسال است قابلیت جایگزینی دارد.
Common. Interchangeable when referring to items prepared for shipment.