pasty

pas·ty/ˈpæsti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pastiersuperlative (عالی): pastiest

صفت — رنگ‌پریده

رنگ‌پریده

دارای رنگ رخساره کم‌رنگ و ناسالم.

Having a pale, unhealthy complexion.

«او بعد از بیماری رنگ‌پریده و ناسالم به نظر می‌رسید.»

He looked pale and pasty after the illness.

«رنگ رخساره رنگ‌پریده خانواده‌اش را نگران کرد.»

The pasty complexion worried his family.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paleرنگ‌پریده

کلمه رایج روزمره است؛ معمولاً با pasty قابل تعویض است اما pasty رنگ‌پریدگی بیمارگونه‌تر دارد.

Common everyday word; often interchangeable with 'pasty' but 'pasty' implies more sickly or unhealthy pale.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000