pattie

pat·tie/ˈpæti/
noun (اسم)commonplural (جمع): patties

اسم — کتلت

کتلتهمبرگر کوچک

یک قطعه کوچک و مسطح از گوشت چرخ‌کرده، سبزیجات یا مواد دیگر که شکل گرفته و به صورت کباب شده سرو می‌شود.

A small flat cake of minced meat, vegetables, or other ingredients shaped and cooked as a patty.

«او یک کتلت گوشت برای ناهار درست کرد.»

She made a beef pattie for lunch.

«رستوران کتلت‌های ماهی را به عنوان پیش‌غذا سرو می‌کند.»

The restaurant serves fish patties as a starter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pattyکتلت

روزمره. مترادف مستقیم، به‌ویژه در انگلیسی آمریکایی.

Everyday. A direct synonym, especially in American English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000