در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل پرداخت یا باید پرداخت شود.
Required to be paid; able to be paid.
«فاکتور باید ظرف ۳۰ روز پرداخت شود.»
“The invoice is payable within 30 days.”
«اجاره باید ماهانه از قبل پرداخت شود.»
“Rent is payable monthly in advance.”
معمولی. وقتی به پولی اشاره دارد که در زمان مشخصی باید پرداخت شود جایگزین payable میشود.
Common. Can replace payable when referring to money owed at a specific time, e.g., 'due date' vs. 'payable date'.
معمولی. پولی که باید پرداخت شود را توصیف میکند، اما کمتر رسمی است.
Common. Describes money that must be paid, but less formal than payable.