payable

pay·a·ble/ˈpeɪəbl/
payto give money for something-ablecapable of; can be
adjective (صفت)formal

صفت — قابل پرداخت

قابل پرداختبدهکار

قابل پرداخت یا باید پرداخت شود.

Required to be paid; able to be paid.

«فاکتور باید ظرف ۳۰ روز پرداخت شود.»

The invoice is payable within 30 days.

«اجاره باید ماهانه از قبل پرداخت شود.»

Rent is payable monthly in advance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dueسررسید شده

معمولی. وقتی به پولی اشاره دارد که در زمان مشخصی باید پرداخت شود جایگزین payable می‌شود.

Common. Can replace payable when referring to money owed at a specific time, e.g., 'due date' vs. 'payable date'.

owedبدهکار

معمولی. پولی که باید پرداخت شود را توصیف می‌کند، اما کمتر رسمی است.

Common. Describes money that must be paid, but less formal than payable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000