1noun (اسم)commonplural (جمع): pedals
اسم — پدالها
پدالهابخشش پا برای کنترل
اهرمهایی سطحی که با پا فعال میشوند و حرکت یا عملکرد وسیلهای مانند دوچرخه یا پیانو را کنترل میکنند.
Flat foot-operated levers on a bicycle, piano, or other device that control movement or function.
«او پدالها را فشار داد تا دوچرخه حرکت کند.»
“She pressed the pedals to move the bike.”
«پیانو سه پدال در قسمت پایین دارد.»
“The piano has three pedals at the base.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): pedaledpast participle (مفعولی): pedaled-ing (حال): pedaling3rd (سوم): pedals
فعل — پا زدن
پا زدنپدال زدن
با پا زدن یا فشار دادن پدالها وسیلهای را کنترل کردن.
To operate a pedal-equipped device by pushing the pedals with the feet.
«او هر روز با دوچرخهاش پا میزند تا سر کار برود.»
“He pedals his bike to work every day.”
«او برای نگه داشتن نتها از پدال پیانو استفاده میکند.»
“She pedals the piano to sustain notes.”