peeped

/piːpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): peepedpast participle (مفعولی): peeped-ing (حال): peeping3rd (سوم): peeps

فعل — نگاه کرد

نگاه کردچشم‌چراند

گذشته فعل peep؛ نگاه کردن سریع و مخفیانه به چیزی.

Past tense of 'peep'; to look quickly and secretly at something.

«او از پشت پرده‌ها نگاه کرد تا ببیند بیرون چه کسی است.»

She peeped through the curtains to see who was outside.

«او در امتحان به پاسخ‌ها نگاه مخفیانه کرد.»

He peeped at the answers during the exam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peekedنگاه سریع و مخفیانه

رایج. معنی تقریبا یکسان و قابل جایگزینی.

Common. Almost identical meaning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000