اسم — مجوزها
اسناد رسمی که اجازه انجام کاری مثل کار یا ورود به جایی میدهند.
Official documents allowing someone to do something, such as work or enter a place.
«برای ساخت خانه به مجوز نیاز دارید.»
“You need permits to build a house.”
«آنها برای دریافت مجوز ماهیگیری درخواست دادند.»
“They applied for fishing permits.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اسناد رسمی مشابه برای اجازه فعالیتهای مختلف.
Common. Similar official documents granting permission; used widely for various activities.
فعل — اجازه دادن
رسماً اجازه دادن یا مجاز کردن کاری.
To officially allow or authorize something.
«قانون اجازه سیگار کشیدن در مناطق مشخص شده را میدهد.»
“The law permits smoking in designated areas.”
«به او اجازه ورود به باشگاه داده شد.»
“She was permitted to enter the club.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای دادن اجازه؛ 'permit' رسمیتر است.
Common. General term for giving permission; 'permit' is more formal and official.