در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل 'phone'؛ تماس گرفتن با تلفن با کسی.
Past tense of 'phone'; to call someone on the telephone.
«او دیروز به من تلفن زد.»
“She phoned me yesterday.”
«برای اطمینان به دفتر تلفن زدم.»
“I phoned the office to check.”
رایج. در بیشتر موارد برای تماس تلفنی قابل جایگزینی است.
Common. Interchangeable in most contexts for telephone calls.