phoney

pho·ney/ˈfoʊ.ni/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): phoneyersuperlative (عالی): phoneyest

صفت — جعلی

جعلیتقلبیناواقعی

غیرواقعی؛ جعلی یا فریبنده.

Not genuine; fake or deceptive.

«او بهانه غیرواقعی برای دیرکردن آورد.»

He gave a phoney excuse for being late.

«نقاشی معلوم شد جعلی است.»

The painting turned out to be phoney.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fakeجعلی

معمولی. کلمه کلی برای چیز غیرواقعی.

Common. General word for something not real.

fraudulentمتقلبانه

رسمی. تأکید بر فریب و حقه‌بازی.

Formal. Emphasizes deceit or trickery.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000