در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زن زائری که به دلایل مذهبی به مکانی مقدس سفر میکند.
A female pilgrim; a woman who travels to a sacred place for religious reasons.
«زائر زن به زیارتگاه مقدس سفر کرد.»
“The pilgrimess traveled to the holy shrine.”
«زائران زن غالباً لباس سنتی در سفر میپوشند.»
“Pilgrimesses often wear traditional clothing on the journey.”