در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
میوه چوبی درخت کاج که دانهها را در خود دارد.
The woody fruit of pine trees containing seeds.
«سنجاب کاجدانهها را برای زمستان جمع کرد.»
“The squirrel collected pinecones for winter.”
«کاجدانهها از درخت افتادند.»
“Pinecones fell from the tree.”