cone

/koʊn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cones

اسم — مخروط

مخروطقیف

یک جسم جامد یا توخالی با یک پایه تخت گرد و یک راس نوک‌تیز.

A solid or hollow object with a round flat base and a top that tapers to a point.

«مخروط راهنمایی رانندگی راه را مسدود کرده بود.»

The traffic cone blocked the road.

«او در کلاس هندسه خود یک مخروط کامل رسم کرد.»

He drew a perfect cone in his geometry class.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pyramidهرم

رایج. هر دو اشکال هندسی جامد با پایه و راس نوک‌تیز هستند، اما 'هرم' دارای پایه چندضلعی (مانند مربع، مثلث) است، در حالی که 'مخروط' دارای پایه دایره‌ای است. در زمینه‌های هندسی قابل تعویض نیستند. 'یک بستنی قیفی' در مقابل 'اهرام مصر'.

Common. Both are geometric solids with a base and a pointed top, but a 'pyramid' has a polygonal base (e.g., square, triangle), while a 'cone' has a circular base. Not interchangeable in geometric contexts. 'An ice cream cone' vs. 'The Egyptian pyramids'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): cones

اسم — میوه کاج

میوه کاجمخروط کاج

میوه درختان سوزنی‌برگ، معمولاً یک ساختار چوبی حاوی بذر، مانند میوه کاج.

The fruit of a conifer, typically a woody structure bearing seeds, like a pine cone.

«ما چندین میوه کاج در جنگل جمع‌آوری کردیم.»

We collected several cones in the forest.

«یک سنجاب از یک میوه کاج دانه می‌خورد.»

A squirrel was eating seeds from a cone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pineconeمخروط کاج

رایج. 'Pinecone' نوع خاصی از مخروط درخت کاج است، در حالی که 'cone' به ساختار تولیدمثلی هر درخت سوزنی‌برگ اشاره دارد. 'Pinecone' همیشه یک مخروط است، اما یک 'cone' ممکن است از درخت کاج نباشد (مثلاً مخروط صنوبر).

Common. 'Pinecone' is a specific type of cone from a pine tree, whereas 'cone' refers to the reproductive structure of any conifer. 'Pinecone' is always a cone, but a 'cone' might not be from a pine tree (e.g., spruce cone).

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000