conduits

con·duits/ˈkɒndɪts/
con-together / withduc-to lead-itnoun suffix-splural
1noun (اسم)commonplural (جمع): conduits

اسم — مجرا

مجراکاناللوله

لوله یا مجرایی برای محافظت از سیم‌کشی برق یا کابل‌های دیگر، یا کانالی برای انتقال آب یا سیالات دیگر.

Pipes or tubes for protecting electric wiring or other cables, or a channel for conveying water or other fluid.

«لوله های برق از داخل دیوارها عبور می‌کردند.»

The electrical conduits ran through the walls.

«آب‌راه‌های باستانی به عنوان مجرای آب به شهر عمل می‌کردند.»

Ancient aqueducts served as conduits for water to the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
channelsکانال‌ها

روزمره. واژه کلی‌تر برای هر مسیر یا مجرایی که چیزی از طریق آن حرکت می‌کند. می‌تواند فیزیکی یا انتزاعی باشد. مانند 'کانال‌های آب' یا 'کانال‌های ارتباطی'.

Everyday. Broader term for any path or course through which something moves. Can be physical or abstract. 'Water channels' or 'communication channels'.

ductsکانال‌ها

فنی. اغلب به مجاری محصور برای هوا، گازها یا مایعات، به ویژه در سیستم‌های تهویه، اشاره دارد. 'کانال‌های هوا' رایج هستند.

Technical. Often refers to enclosed passages for air, gases, or liquids, especially in ventilation systems. 'Air ducts' are common.

pipesلوله‌ها

روزمره. به طور خاص یک لوله استوانه‌ای برای انتقال مایعات یا گازها. بیشتر برای لوله‌کشی رایج است. 'لوله‌های آب'.

Everyday. Specifically a cylindrical tube used for conveying liquids or gases. More common for plumbing. 'Water pipes'.

2noun (اسم)formalplural (جمع): conduits

اسم — واسطه

واسطهمجراکانال

شخص یا سازمانی که به عنوان مجرایی برای انتقال چیزی عمل می‌کند.

A person or organization that acts as a channel for transmitting something.

«این سازمان به عنوان مجرایی برای کمک‌های خارجی عمل کرد.»

The organization acted as a conduit for foreign aid.

«او تبدیل به واسطه‌ای برای ایده‌های جدید شد.»

He became a conduit for new ideas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mediumواسطه

رسمی. وسیله‌ای که از طریق آن چیزی ارتباط داده یا به دست می‌آید. می‌تواند شخص، ماده یا ابزار باشد. 'رسانه‌ها به عنوان واسطه‌ای برای اخبار عمل می‌کنند'.

Formal. A means by which something is communicated or achieved. Can be a person, substance, or tool. 'The media serves as a medium for news'.

channelکانال

روزمره. ابزاری برای ارتباط یا بیان. اغلب برای چیزهای انتزاعی مانند اطلاعات استفاده می‌شود. 'کانالی برای اطلاعات'.

Everyday. A means of communication or expression. Often used for abstract things like information. 'A channel for information'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000