pinning

pin·ning/ˈpɪnɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — سنجاق زدن

سنجاق زدنچسباندن

عمل ثابت کردن یا وصل کردن چیزی با سنجاق

The act of fastening or attaching something with a pin

«او هشدار را روی تابلو سنجاق می‌کند.»

She is pinning the notice on the board.

«سنجاق کردن نشان به‌طور محکم مهم است.»

Pinning the badge securely is important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fasteningبستن

رایج. به طور کلی به وصل کردن اشیاء اشاره دارد؛ در زمینه وصل کردن با سنجاق برابر است.

Common. Refers broadly to fixing objects together; synonymous with pinning in context of attaching with pins.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000