pith

/pɪθ/
noun (اسم)technical

اسم — مغز گیاه

مغز گیاهبافت مرکزی

بافت نرم و اسفنجی در مرکز ساقه‌های برخی گیاهان

the soft, spongy tissue in the center of some plant stems

«مغز ساقه برداشته شد.»

The pith of the stem was removed.

«مغز پرتقال می‌تواند تلخ مزه باشد.»

Orange pith can taste bitter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000