pithing

pith·ing/ˈpɪθ.ɪŋ/
pithspinal cord or central tissue-ingaction or process
noun (اسم)technical

اسم — نخاع‌کنی

نخاع‌کنیکشتن با نابود کردن نخاع

عمل نابود کردن نخاع حیوان، به ویژه در ذبح یا آزمایش‌های علمی.

The act of destroying the spinal cord of an animal, especially in slaughter or scientific experiments.

«نخاع‌کنی در آزمایشگاه‌ها برای کشتن سریع قورباغه‌ها استفاده می‌شود.»

Pithing is used to kill frogs quickly in labs.

«دانشمند با دقت عمل نخاع‌کنی را انجام داد.»

The scientist practiced pithing carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000