playtime

play·time/ˈpleɪtaɪm/
playengage in activity for enjoymenttimea period or moment
noun (اسم)common

اسم — وقت بازی

وقت بازیزمان تفریح

مدت زمانی که کودکان بازی می‌کنند یا وقت آزاد برای بازی دارند.

A period when children play or have free time for games.

«کودکان برای وقت بازی به بیرون رفتند.»

The children went outside for playtime.

«وقت بازی تمام شد؛ حالا وقت درس خواندن است.»

Playtime is over; time to study now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recessزنگ تفریح

در مدارس برای زمان استراحت و بازی بکار می‌رود.

Common in school contexts, specifically recess breaks.

breakزنگ استراحت

غیررسمی، برای وقفه‌های کوتاه استراحت یا بازی استفاده می‌شود.

Informal; used for short intervals of rest or play during work or school.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000