plenipotent

ple·nip·o·tent/ˌpliːnɪˈpoʊtənt/
pleni-full, completepotentpowerful
adjective (صفت)formal

صفت — دارای اختیارات کامل

دارای اختیارات کاملنماینده تمام‌الاختیار

دارای قدرت و اختیار کامل برای عمل به نمایندگی از شخص دیگر.

Having full power or authority to act on behalf of someone.

«سفیر تمام‌الاختیار موفقانه قرارداد را مذاکره کرد.»

The plenipotent ambassador negotiated the treaty successfully.

«او به عنوان نماینده تمام‌الاختیار برای نمایندگی دولت در خارج منصوب شد.»

She was appointed plenipotent to represent the government abroad.

تفاوت با واژه‌های مشابه
authoritativeمعتبر

رسمی. بر داشتن اختیار معتبر تاکید دارد ولی همیشه به معنای اختیارات کامل نیست.

Formal. Emphasizes having recognized authority, but not always full power like plenipotent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000