plowboy

plow·boy/ˈplaʊbɔɪ/
plowa farm tool for tilling soilboyyoung male
noun (اسم)archaicplural (جمع): plowboys

اسم — پسر مزرعه

پسر مزرعهیار کشاورز

پسر جوانی که در مزرعه کار می‌کند و گاوآهن را اداره می‌کند یا کمک می‌کند.

A young male farm worker who operates or helps operate a plow.

«پسر مزرعه به پاک کردن زمین برای کاشت کمک کرد.»

The plowboy helped clear the field for planting.

«او از سن کم به عنوان پسر مزرعه کار می‌کرد.»

He started working as a plowboy at a young age.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000