plowing

plow·ing/ˈplaʊɪŋ/
plowto break and turn soil-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — شخم زدن

شخم زدن

عمل یا فرآیند شخم زدن زمین برای کاشت محصولات.

The act or process of turning the soil for planting crops.

«قبل از کاشت بذرها، شخم زدن ضروری است.»

Plowing is essential before sowing seeds.

«کشاورزان روزها را به شخم زدن زمین‌ها می‌گذرانند.»

Farmers spend days plowing the fields.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000