در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زخمهای کوچک و فرو رفته روی پوست که معمولاً از بیماریهایی مانند آبله ناشی میشوند.
Small, pitted scars on the skin, often from diseases like smallpox.
«صورتش پر از جای جوش بود.»
“His face was covered with pockmarks.”
«عکس قدیمی جای جوشها را به وضوح نشان میداد.»
“The old photo showed pockmarks clearly.”
متداول. اصطلاح کلی برای جای زخم؛ مخصوص pockmark نیست ولی معنای مشابه دارد.
Common. General term, not specific to pockmarks but conveys similar meaning.