pockmark

pock·mark/ˈpɒkmɑːrk/
pocksmall inflamed spot on skinmarka visible sign or impression
1noun (اسم)commonplural (جمع): pockmarks

اسم — جای آبله

جای آبلهفرورفتگی پوستجای جوش

جای زخم، گودال یا فرورفتگی که روی پوست توسط یک جوش چرکی، به ویژه آبله یا آکنه، باقی می‌ماند.

A scar, pit, or indentation left on the skin by a pustule, especially one from smallpox or acne.

«صورت او پر از جای آبله‌های قدیمی بود.»

His face was covered with old pockmarks.

«جای جوش‌ها یادآور بیماری کودکی او بود.»

The pockmarks were a reminder of his childhood illness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scarجای زخم

متداول. علامتی که روی پوست یا داخل بافت بدن باقی می‌ماند، جایی که زخم، سوختگی یا ضایعه کاملاً بهبود نیافته است. 'Pockmark' نوع خاصی از جای زخم است که با فرورفتگی‌های گودالی شکل، معمولاً ناشی از بیماری‌هایی مانند آبله یا آکنه شدید، مشخص می‌شود. 'Scar' یک اصطلاح کلی‌تر است.

Common. A mark left on the skin or within body tissue where a wound, burn, or sore has not healed completely. 'Pockmark' is a specific type of scar, characterized by its pit-like indentation, typically from diseases like smallpox or severe acne. 'Scar' is a broader term.

craterدهانه

استعاری/ادبی. یک گودال بزرگ و کاسه‌ای شکل در زمین یا روی سطح یک سیاره یا ماه. به صورت استعاری برای توصیف جای جوش‌های بسیار عمیق یا برجسته استفاده می‌شود که بر عمق و شباهت آن‌ها به دهانه‌های آتشفشانی تأکید دارد.

Figurative/Literary. A large bowl-shaped cavity in the ground or on the surface of a planet or moon. Used figuratively to describe very deep or pronounced pockmarks, emphasizing their depth and resemblance to craters.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): pockmarkedpast participle (مفعولی): pockmarked-ing (حال): pockmarking3rd (سوم): pockmarks

فعل — جای آبله انداختن

جای آبله انداختنفرورفتگی ایجاد کردن

با جای آبله یا فرورفتگی مشخص کردن.

To mark with pockmarks.

«این بیماری تمام بدنش را پر از جای آبله کرد.»

The disease pockmarked his entire body.

«پوست او سال‌ها آکنه شدید داشت و پر از جای جوش شده بود.»

Her skin was pockmarked by years of severe acne.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scarزخم انداختن

متداول. با جای زخم علامت گذاشتن. مشابه 'pockmark' هنگامی که به عمل به جا گذاشتن علامت اشاره دارد، اما 'scar' برای هر نوع علامت دائمی روی پوست کلی‌تر است، در حالی که 'pockmark' فرورفتگی گودالی شکل مشخص را تعیین می‌کند.

Common. To mark with a scar. Similar to 'pockmark' when referring to the action of leaving a mark, but 'scar' is more general for any type of permanent mark on the skin, while 'pockmark' specifies the characteristic pit-like indentation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000