prance

/præns/
verb (فعل)commonpast (گذشته): prancedpast participle (مفعولی): pranced-ing (حال): prancing3rd (سوم): prances

فعل — پریدن با افتخار

پریدن با افتخارریزبالیدن

حرکت کردن با گام‌های بلند و پرانرژی، اغلب با افتخار یا هیجان.

To move with high, lively steps, often proudly or excitedly.

«اسب دور میدان پرساپرید.»

The horse pranced around the field.

«بچه‌ها با خوشحالی در پارک می‌رقصیدند.»

Children pranced happily in the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gambolشاد و بازی کردن

ادبی. تأکید بر پریدن بازیگوشانه.

Literary. Emphasizes playful jumping.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000