prescript

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·script/ˈpriːskrɪpt/
pre-beforescriptwriting
noun (اسم)formalplural (جمع): prescripts

اسم — دستور

دستورفرمانقانون

قاعده، دستورالعمل یا جهت‌گیری مقتدرانه‌ای که نحوه انجام کاری را دیکته می‌کند.

An authoritative rule, instruction, or direction that dictates how something should be done.

«متن باستانی شامل دستورات اخلاقی متعددی بود.»

The ancient text contained numerous moral prescripts.

«اعمال او از دستورات دینش پیروی می‌کرد.»

His actions followed the prescripts of his faith.

تفاوت با واژه‌های مشابه
edictفرمان

رسمی/ادبی. معمولاً به اعلامیه یا دستور رسمی و مقتدرانه از سوی یک مرجع اشاره دارد. در بافت‌های بسیار رسمی برای یک قانون الزام‌آور با 'prescript' قابل تعویض است.

Formal/literary. Usually refers to a formal, official proclamation or command from an authority. Interchangeable with 'prescript' in very formal contexts for a binding rule.

mandateحکم

رسمی. یک دستور یا مأموریت رسمی برای انجام کاری. از نظر انتقال قدرت شبیه 'prescript' است، اما 'mandate' اغلب به دامنه یا مسئولیت گسترده‌تری اشاره دارد.

Formal. An official order or commission to do something. Similar to 'prescript' in conveying authority, but 'mandate' often implies a broader scope or responsibility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000