prisses

pris·ses/prɪsɪz/
verb (فعل)informalpast (گذشته): prissedpast participle (مفعولی): prissed-ing (حال): prissing3rd (سوم): prisses

فعل — خود را اهل نزاکت نشان دادن

خود را اهل نزاکت نشان دادن

شخص سوم فعل priss؛ به شکلی تصنعی، زیاد درمورد آداب و نزاکت حساس بودن.

Third person singular of 'priss': to act affectedly proper or prudish.

«او درباره هر اشتباه کوچک خود را اهل نزاکت نشان می‌دهد.»

She prisses about every small mistake.

«او همیشه خیلی دقیق و مقید رفتار می‌کند.»

He prisses and never breaks rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prissآدم خوانده‌دانا

غیررسمی. به معنی رفتار خیلی مقیدانه است.

Informal. Means behaving in an overly prim or prudish manner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000