prolifically

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pro·lif·ic·al·ly/prəˈlɪfɪkli/
prolificproducing many offspring or works-allyin a manner related to
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): prolificposition (جایگاه): end

قید — پربارانه

پربارانهبه‌طور فراوان

به‌گونه‌ای که مقدار زیادی میوه، کار یا نتیجه به‌طور مکرر تولید می‌کند.

In a way that produces much fruit, work, or results abundantly and frequently.

«نویسنده به‌طور پربار در موضوعات محیط زیست می‌نویسد.»

The author writes prolifically on environmental topics.

«او هر سال آثار هنری زیادی خلق می‌کند.»

She produces art prolifically every year.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000