promisingly

prom·is·ing·ly/ˈprɒmɪsɪŋli/
promisto forward (Latin) / to hold out hope-ingpresent participle-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): promisingposition (جایگاه): end

قید — به طور امیدوارکننده

به طور امیدوارکنندهبه‌طور دلگرم‌کننده

به‌طور نشان‌دهنده نشانه‌های موفقیت یا نتیجه مثبت در آینده.

In a way that shows signs of future success or positive outcome.

«او به‌طور امیدوارکننده در آزمون شرکت کرد.»

She performed promisingly in the audition.

«پروژه با امیدبخشی آغاز شد اما بعدا با چالش مواجه شد.»

The project started promisingly but faced later challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hopefullyبا امید

رایج. معنای مشابه و اغلب قابل تعویض.

Common. Similar meaning, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000