در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهطور نشاندهنده نشانههای موفقیت یا نتیجه مثبت در آینده.
In a way that shows signs of future success or positive outcome.
«او بهطور امیدوارکننده در آزمون شرکت کرد.»
“She performed promisingly in the audition.”
«پروژه با امیدبخشی آغاز شد اما بعدا با چالش مواجه شد.»
“The project started promisingly but faced later challenges.”
رایج. معنای مشابه و اغلب قابل تعویض.
Common. Similar meaning, often interchangeable.