psychs

/saɪks/
verb (فعل)informalpast (گذشته): psychedpast participle (مفعولی): psyched-ing (حال): psyching3rd (سوم): psychs

فعل — روان‌آماده کردن

روان‌آماده کردنروحیه دادن

آماده یا ترساندن روانی کسی؛ بالا بردن حالت ذهنی خود.

To psychologically prepare or intimidate someone; to mentally boost oneself.

«آن‌ها قبل از بازی خود را روان‌آماده می‌کنند.»

They psych themselves before the game.

«او را روانی نترسان، او به اعتماد نیاز دارد.»

Don't psych him out, he needs confidence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000