adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): puffiersuperlative (عالی): puffiest
صفت — بزرگترین ورم کرده
بزرگترین ورم کردهپفآلودترین
بیشترین حالت ورم کرده یا متورم در ظاهر، اغلب به دلیل مایعات یا هوا.
Most swollen or inflated in appearance, often due to fluid or air.
«او با پفآلودترین چشمها بیدار شد.»
“She woke up with the puffiest eyes.”
«این نان پفآلودترین نانی است که تا به حال پختم.»
“This bread is the puffiest I've ever baked.”